الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

85

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

مبسوطى است . و اين دو اثر را نيز بر آيين صوفيه تأليف كرده است . عبد الباقى معاصر با سيد ابراهيم همدانى و فىمابين ، دوستى برقرار بود و صفا و صدق از قلب هر دو تن آشكار . نامه‌اى از سيد ابراهيم همدانى به فارسى در پاسخ عبد الباقى ديدم ، كه اعجاب مرا برانگيخت . چه پسنديده است ، پاسخ او را در اينجا ذكر كنم ؛ پاسخ اين است : « به حق بيت و به حق صاحب بيت و به حق دلهاى شكسته ؛ به حق آن كه دلهاى دوستانش را شكسته مىدارد كه از قيود امور صوريه و تعيينات اعتباريه خود را خلاص ساختن كار مردان و دليران است و هر جبه و جوشن‌پوش را زور ميدان مردانگى ميسر نيست و ظاهر عبارت « الشفقة على خلق اللّه » سد راه سالكان است ، جهت آنكه شفقت بر خلق معنى ديگر است و علاقه با خلق امر ديگر ، انداختن ابراهيم خليل اللّه عليه السّلام هاجر و اسماعيل را در وادى غير ذى زرع صحراى مكه و به جانب شام رفتن و با ايشان سخن نگفتن از قبيل ترك علاقه بود نه از قبيل ترك شفقه بر خلق ؛ چون چنين باشد كه « الشفقة على خلق اللّه » از ايشان ميراث است ، و تسليم كردن ابراهيم اسماعيل را بحمايت اللّه تعالى از كمال شفقت ناشى است چرا كه حمايت اللّه تعالى به از حمايت ابراهيم است بلاشك و ريب ؛ كريمى كه گاو يتيمى را در بيشه ميان سباع حفظ كند و به پرى پوستش به زر بفروشد جهت يتيم به بركت توكل پدرش ، اسماعيل را نيز در صحراى مكه حفظ مىتواند كرد به بركت توكل ابراهيم . با خلق برآمدن كار صعب است و جمع بين الاضداد از جمله محالات است ؛ با حق آشنا شدن چندان دشوار نيست چه ارادهء خود را به اراده واگذاشتن از قبيل ممكنات و انسان را از اين مقام بهره هست و به وقوع پيوسته . قال ابن الفارض : . . . و حصول معنى احدى بنى نوع را دليل امكان حصول اين معنى است براى ديگرى ، خدا نصيب فرمايد . ( النتيجه ) راه منحصر است در دو يكى به جانب نور وحدت و ديگرى